1 سالگی
کوچولوی من دلم برای این روزات تنگ شده
توی این 1 سالی که گذشت با تو خیلی چیزا تجربه کردم خیلی چیزا رو فهمیدم در کنارت احساس ارامش میکنم نمیدونی وقتی دو دقیقه از کنارت دور میشم یه حسی نمیزاره توی دلم میگم خدا کنه تا اخرش برات مادر خوبی باشم
فرشته کوچولوی من با امدنت دنیای من و بابایی رو شیرینتر از قبل کردی قربونت برم که با شیرین کاریات دلبری میکنی
بعضی وقتی از دستت عصبانی میشم دعوات میکنم ولی وجدانم درد میگیره اما تو کوچولوی من با خنده زیبات وقتی بهم نگاه میکنی عصبانیتم فروکش میکنه ببخش اگه سهل انگاری کردم ببخش اگه سرت داد زدم
فرشته کوچولوی من هر روز که میگزره من شاهد بزرگ شدنت هستم همیشه در کنار همیم هر جا میرم باید تو رو همراه خودم ببرم وگرنه خونه رو میزاری روی سرت
یادش بخیر یاد بارداریم افتادم شنیدن صدای قشنگ قلب کوچولوت اولین ضربه هات اولین وول خوردنت اولین کش امدنت ...وقتی بدنیا امدی ..اولین نگاهت اولین شیر خوردنت اولین گریت به اولین غلت زدنت به اولین غذا خوردنت اولین سینه خیز رفتنت اولین چهاردست و پا رفتنت اولین کلمه با اون صدای قشنگ و ظریفت گفتی ددد ماما قربونت برم اولین دندونت و حالا که داری برای راه رفتن تمیرین میکنی قربونت برم و امروز متوجه شدم که دو تا دندون بالایی هم میخوان بیان بیرون و بدون که خیلی خیلی دوستت دارمممممممممم وروجک نازم ...عکسا رو تک چین کردم تو ادامه مطلب


1 سالگی
